کمک اینستاگرام بهنوش بختیاری صفحه شخصی بهنوش بختیاری

کمک: اینستاگرام بهنوش بختیاری صفحه شخصی بهنوش بختیاری اندیشه فولادوند بهنوش بختیاری فرهنگ زندگی فرهنگ و هنر سینما

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی رابطه احمدی‌نژاد و زنجانی مستقیم بود

سازمان تأمین اجتماعی یا آنچه امروز صندوق شرکت تأمین اجتماعی خوانده می‌شود، بزرگ‌ترین صندوق بیمه‌ای کشور عزیزمان ایران است که ‌میلیون‌ها نفر از ایرانیان را تحت پ

رابطه احمدی‌نژاد و زنجانی مستقیم بود

رابطه احمدی نژاد و زنجانی مستقیم بود

عبارات مهم : پرونده

سازمان تأمین اجتماعی یا آنچه امروز صندوق شرکت تأمین اجتماعی خوانده می شود، بزرگ ترین صندوق بیمه ای کشور عزیزمان ایران است که میلیون ها نفر از ایرانیان را تحت پوشش بیمه ای خود دارد.

میلیون ها کارگر ایرانی هر ماه قسمتی از حقوقشان را به این صندوق پرداخت می کنند تا بتوانند از خدمات درمانی و حقوق بازنشستگی آن برخوردار شوند؛ ولی امروز پرسشها گوناگون اقتصادی به هزاران علت گفته و ناگفته، گریبان این شرکت را گرفته است.

رابطه احمدی‌نژاد و زنجانی مستقیم بود

در کنار سال ها سهل انگاری در مدیریت سرمایه های صندوق و ناکامی در ستاندن طلب بزرگ این شرکت از دولت های مختلف، واگذاری قسمت درخور توجهی از اموال این شرکت به بابک زنجانی نیز به دردسرهای صندوق تأمین اجتماعی اضافه شده است هست؛ پرونده ای که از دو سو در دادگاه بابک زنجانی و سعید مرتضوی دنبال می شود و شاکیان مختلفی را از شرکت تأمین اجتماعی به عنوان شخصیت حقوقی تا تعدادی از کارگران تحت پوشش این صندوق به عنوان شخصیت های حقیقی به دادگاه کشانده است.

دادگاهی که در مرحله تجدیدنظر به سر می برد و در نزدیکی ایستگاه نهایی هست. مصطفی ترک همدانی، وکیل تعدادی از کارگران تحت پوشش شرکت تأمین اجتماعی است که در کنار شرکت تأمین اجتماعی از سعید مرتضوی، مدیرعامل سابق شرکت تأمین اجتماعی و دادستان اسبق تهران، به دلایل گوناگون شکایت کرده اند. در گفت وگویی که با سیدتقی نوربخش، مدیرعامل فعلی شرکت تأمین اجتماعی، در ماه گذشته انجام دادم از بیان شرح شکایت این شرکت از سعید مرتضوی خودداری کرد و در پاسخ به سؤالم راجع به آنچه در دوران مدیریت مرتضوی بر این شرکت گذشته، فقط سری به نشانه تأسف تکان داد.

سازمان تأمین اجتماعی یا آنچه امروز صندوق شرکت تأمین اجتماعی خوانده می‌شود، بزرگ‌ترین صندوق بیمه‌ای کشور عزیزمان ایران است که ‌میلیون‌ها نفر از ایرانیان را تحت پ

ترک همدانی که به تازگی با شکایت سعید مرتضوی به تحمل حبس و شلاق محکوم شده، به سؤالاتم راجع به ماجرای تأمین اجتماعی، سعید مرتضوی و بابک زنجانی تا آنجا که ممکن هست، صریح پاسخ می دهد و هرآنجا که به دلایل حقوقی از ذکر شرح معذور هست، مؤدبانه عذرخواهی می کند. پرونده ای عجیب که از یک سو قاضی سابق را به جایگاه متهم کشانده و از دیگر سو فصل های تازه ای به کتاب اتهامات بابک زنجانی افزوده هست. اعجوبه ای که چندین سال نفت کشور عزیزمان ایران را می فروخت و به جای بدهی اش چک های گارانتی شرکت تامین اجتماعی را به وزارت نفت می داد! اینکه چطور خزانه بیت المال در سالهای تحریم به صحنه یکه تازی بابک زنجانی تبدیل شده است بود، داستان دیگری است ولی گفت وگو راجع به ابعاد متفاوت پرونده تأمین اجتماعی عنوان گفت وگوی ما با مصطفی ترک همدانی هست. ترک همدانی که در سال های آغازین دهه پنجم زندگی اش به سر می برد، وکالت پرونده های مختلفی را از شیر آلوده به پالم تا پارازیت، بنزین پتروشیمی، حمله به علی مطهری در شیراز، مهدی خزعلی، هنگامه شهیدی و کارگران تأمین اجتماعی بر عهده داشته و می گوید: تلاش می کنم وظیفه انسانی و شهروندی ام را درست انجام بدهم؛ هرچند حالا با شکایت مدیرعامل سابق شرکت تأمین اجتماعی «زیر تیغ» هستم. آنچه در ادامه می آید، حاصل گفت وگوی ما با مصطفی ترک همدانی است:

آقای ترک همدانی، به تازگی مطلع شدیم شما به عنوان وکیل کارگران تحت پوشش تأمین اجتماعی با شکایت آقای مرتضوی به تحمل حبس و شلاق محکوم شده است اید. جهت شروع بد نیست برایمان بگویید داستان شما و آقای مرتضوی از کجا شروع شد؟

واردشدن ما به این عنوان به سال ٨٦ برمی گردد. در پرونده تحقیق وتفحص مجلس شورای اسلامی از قوه قضائیه، یکی از همکاران ما در آن هیئت به عنوان عضو حقوقی حضور داشت و دو، سه ماه به نمایندگان مجلس مشاوره حقوقی می داد. بعد از آنکه گزارش آن تحقیق وتفحص در صحن علنی مجلس قرائت شد، یکی از کسانی که از او نام برده شد، دادستان سابق پایتخت کشور عزیزمان ایران بود. پرونده های مختلفی مثل فروش سؤالات کنکور در آن تحقیق وتفحص مطرح بود.

به اعتقاد من و همکارانم پرونده ای که در آن جریان علیه آقای عباس پالیزدار شکل گرفت، پرونده ای با آن ابعاد و کیفیت نبود و ما معتقدیم که دادستان سابق به علت اینکه اسمش در آن تحقیق وتفحص آمده بود، قصد داشت به پرونده پالیزدار جلوه های امنیتی بدهد؛ کما اینکه بعدا در آرای قطعی صادرشده مشخص شد پرونده دارای ابعاد امنیتی نبوده هست. در آن پرونده همکار ما یعنی آقای پیمان حاج محمودعطار هم دستگیر شد که بعدا تبرئه شد. این نقطه آغازی بود بر داستان ما و آقای دادستان سابق تهران. در سال ٩٠ و ٩١ که بحث تحقیق وتفحص مجلس شورای اسلامی از شرکت تأمین اجتماعی پیش آمد، مدیرعامل وقت شرکت تأمین اجتماعی همین دادستان سابق پایتخت کشور عزیزمان ایران بود.

رابطه احمدی‌نژاد و زنجانی مستقیم بود

جالب است که اسم ایشان را نمی گویید.

بله مراقب هستم که اسم نبرم؛ چون بابت ادعای همین اسم بردن از همین آقا، در دادگاه محکوم شده است ام و حکم در مرحله تجدیدنظر است.

سازمان تأمین اجتماعی یا آنچه امروز صندوق شرکت تأمین اجتماعی خوانده می‌شود، بزرگ‌ترین صندوق بیمه‌ای کشور عزیزمان ایران است که ‌میلیون‌ها نفر از ایرانیان را تحت پ

به این عنوان باز خواهیم گشت. به همان سال ٩١ و تحقیق وتفحص مجلس از شرکت تأمین اجتماعی برگردیم.

بله، مجلس در آن سال از شرکت تأمین اجتماعی تحقیق وتفحصی انجام داد و مطالب خوبی نیز استخراج کرد. مبالغی به شکل پول نقد یا کارت هدیه به افراد غیرمرتبط از نمایندگان مجلس تا معاونان مدیر جمهور وقت پرداخت شده است بود. در همان وقت انتقاداتی هم وجود داشت که آیا فردی را با مدرک و سوابق کاری غیرمرتبط از ستاد مبارزه با قاچاق در رأس شرکت تأمین اجتماعی قرار داده اند.

جدا از این بحث، نمایندگان مجلس هم متوجه شدند که اتفاقات عجیبی در شرکت تأمین اجتماعی در حال وقوع است و حاتم بخشی هایی صورت می گیرد. ببینید تأمین اجتماعی صندوقی است که سرمایه اش حاصل دست زحمت میلیون ها کارگر ایرانی است که هر ماه قسمتی از حقوقشان به این صندوق واریز می شود تا خرج کمک هزینه درمان و حقوق بازنشستگی ارزش شود. ماده ١٠٤ قانون شرکت تأمین اجتماعی یک شاهکار حقوقی است.

رابطه احمدی‌نژاد و زنجانی مستقیم بود

همان طور که می دانید شرکت تأمین اجتماعی یک شرکت دولتی نیست ولی در این ماده قانونی مشخص شده است که اگر کسی به اموال این شرکت دست درازی کند، یا اختلاس کرده است و یا تصرف غیرقانونی و همان طور با او برخورد خواهد شد که با یک اختلاس کننده یا متصرف در اموال دولتی. تفاوت تصرف غیرقانونی و اختلاس این است که در تصرف غیرقانونی فرد مجرم پولی را از این قسمت شرکت بردارد و بدون اجازه قانونی در قسمت دیگری از شرکت هزینه کند ولی در اختلاس فرد مجرم پول یا اموال شرکت را جهت خود یا فرد دیگری برمی دارد. به اعتقاد ما، هردوی این اتفاق ها در شرکت تأمین اجتماعی رخ داده بود. ما به همین علت به نمایندگی از جمعی از کارگران تأمین اجتماعی از مدیرعامل وقت شرکت شکایت کردیم.

در چه سالی؟

سال ٩٢، هم وقت با قرائت گزارش تحقیق وتفحص از شرکت تأمین اجتماعی در مجلس شورای اسلامی. درواقع ما نخستین شاکیان این پرونده بودیم و چند ماه بعد هم مدیریت تازه شرکت تأمین اجتماعی نیز به شاکیان این پرونده اضافه شدند.

شکایت شما چه دلیلی داشت؟

به علت همان حاتم بخشی ها. روی سربرگ شرکت تأمین اجتماعی دستور داده اند فلان مبلغ به صورت کارت هدیه پرداخت شود به این و آن …

به چه کسانی؟

به معاون اول مدیر جمهوری وقت، به وزیر کار وقت، به نمایندگان مجلس، به افراد دیگر و…

تحت چه عنوانی این پرداخت ها صورت گرفته بود؟

با عنوان های مختلف؛ به عنوان نمونه جهت پاداش کارکنان فلان نهاد. یا به عنوان نمونه متهم این پرونده مدعی بود که به نمایندگان مجلس کارت هدیه داده تا بین نیازمندان توزیع کنند. حرف ما هم در دادگاه این بود که آقای مدیرعامل سابق عزیز! در این مملکت هم کمیته امداد هست، هم بهزیستی است که به نیازمندان کمک کند. شرکت تأمین اجتماعی هم جهت افراد تحت پوشش خودش وظیفه حمایتی دارد. اینکه از اموال کارگران عضو این صندوق بردارید به نماینده مجلس بدهید که به افراد غیر پرداخت کند، چه معنی ای دارد؟ کجای وظایف نماینده مجلس چنین چیزی تعریف شده است است؟ چه نظارتی وجود دارد که این پول واقعا به دست نیازمندان برسد؟ پاسخ دادند که بعضی نماینده ها فهرست هایی به ما داده اند که پول به دست چه کسانی رسیده، ما هم گفتیم که این افراد حتما باید تحت پوشش یا مستمری بگیر تأمین اجتماعی باشند. یک اقدام زشت و خلاف قانون دیگری که انجام شده است بود، این بود که از اموال شرکت به کانون نخبگان عدل پول نقد و بن پرداخت کرده بودند.

کانون عدل متعلق به چه کسی است؟

فهمیدن این عنوان کار مشکل نیست. کافی است به سایت روزنامه رسمی مراجعه کنید و نام این مؤسسه را جست وجو کنید و ببینید چه کسانی آن را تأسیس کرده اند.

متهم پرونده ارتباطی با این کانون داشت؟

بروید جست وجو کنید و ببینید. عضو هیئت مدیره آن هست. سؤال ما این بود که با چه حقی از اموال شرکت تأمین اجتماعی به این مؤسسه کمک کرده؟ این ها البته مصداق های بارز شکایت ما بودند و موارد جزء دیگری هم بود که در پرونده وجود دارد.

چه مبلغی به این کانون پرداخت شده است بود؟

مبلغ دقیقش را در ذهن ندارم. پرداخت ها در چند مرحله صورت گرفته بود.

حدودش را هم به یاد ندارید؟

بالای ١٥٠ میلیون تومان.

چه توضیحی راجع به این پرداخت ها داشتند؟

مدعی بودند که کانون عدل از هیئت مدیره شرکت درخواست کرده است و هیئت مدیره نیز به من دستور داده است و من مطیع دستورات هیئت مدیره شرکت بوده ام. ببینید چقدر این استدلال زشت هست. شاید اگر فرد دیگری با پیشه دیگری چنین کاری می کرد؛ من این قدر حساس نبودم. ولی در این مسئله جامعه حقوق دانان کشور ناظر هستند. جامعه قضائی کشور اینها را می بینند. من در این مدت پیش هر قاضی ای که می روم و راجع به این پرونده از من سؤال می کنند، توضیحاتم را که می شنوند می بینیم که چقدر ناراحت می شوند. چرا؟ چون این فرد لباس قضاوت بر تن داشته است که شکر خدا این عنوان از او بعد گرفته شد.

به سال ٩٢ برگردیم. کدام مرجع به شکایت کارگران تأمین اجتماعی پیگیری می کرد؟

با توجه به شغل قبلی این آقا و پرونده های مفتوحی که وجود داشت، صلاحیت بررسی شکایت ما با دادسرای خاص کارکنان دولت پایتخت کشور عزیزمان ایران بود و طبیعتا به شعبه ١٥ بازپرسی دادسرای کارکنان دولت که پرونده های پیشین این آقا در جریان بود، ارجاع شد که خودش داستان مفصلی است.

تعریف کنید.

خب ما شکایت کردیم و بازپرس پرونده هم دستور تحقیقات داد. طبق قانون ضابط قضائی در امور مفاسد اداری و اقتصادی، وزارت اطلاعات هست. در این پرونده قسمتی از زحمت پیگیری را وزارت اطلاعات کشید و بخش دیگری را حفاظت اطلاعات قوه قضائیه به خوبی پیگیری کرد. در نهایت پرونده های مربوط به این فرد که مشمول بر پرونده کهریزک، تأمین اجتماعی و دیگران می شد با یک قرار کامل و جامع صادر و به دادگاه کیفری استان ارسال شد؛ راجع به عنوان حقوق غیرقانونی که به عنوان مدیرعامل شرکت تأمین اجتماعی بدون اذن و اجازه و بدون رعایت اصول قانونی… .

آیا می گویید بدون رعایت اصول قانونی؟

چون دیوان عدالت اداری با نظر چندین قاضی سمت ایشان را به عنوان مدیرعامل شرکت تأمین اجتماعی قبول نداشت و اعلام کرده بودند چنین فردی نمی تواند در چنین جایگاهی قرار بگیرد.

چه سالی؟

سال ٩٢.

بعد چطور ایشان به کارش ادامه داد؟

همین توصیه جالب و عجیب هست. به خاطر همین یک نفر، هیئت دولت تشکیل جلسه داد و اسم شرکت تأمین اجتماعی را به صندوق شرکت تأمین اجتماعی عوض کردن داد تا آن مصوبه دیوان عدالت اداری را بی اثر کند. همین امر موجب شد آقای منتظری، مدیر وقت دیوان عدالت اداری نیز گزارشی به دادسرا ارسال کند. در واقع خود دستگاه قضائی نیز به این ترتیب یکی از شاکیان این پرونده بود. یعنی چندین قاضی در دیوان عدالت اداری به ایشان گفته اند باید از این سمت کنار بروی ولی ایشان به نوعی مسئله را به هیئت دولت ارجاع داد و دولت وقت هم پشت او ایستاد. در قسمتی از پرونده ایشان به رد مال محکوم شد و بخش دیگر پرونده نیز سال گذشته به دادگاه کیفری ٢ تهران، شعبه ١٠٥٧ به ریاست آقای قاضی حیدری ارسال شد.

همین آقای حیدری که قاضی پرونده بقایی نیز هست؟

بله.

چه اتهاماتی در این دادگاه بررسی شد؟

اتهاماتی از قبیل تصرف غیرقانونی و اهمال در انجام وظیفه. البته ما اختلاف نظری با دادگاه داشتیم دراین باره که قسمتی از مواردی که کارشناس رسمی دادگستری به آن اشاره کرده، مشمول بر عنوان مجرمانه اختلاس می شود. در این پرونده تلاش زیادی کردیم که اختلاس نیز در موارد اتهامی ایشان بیاید ولی نظر مدیر دادگاه این نبود. البته موارد و مصادیقی که ما آن را اختلاس می دانستیم، در گزارش کارشناس پرونده هم آمد ولی این موارد تحت عناوین دیگری بررسی شد.

برخورد قاضی پرونده چطور بود؟

ایشان فرد متینی است و به خوبی تلاش کرد جلسات را مدیریت کند. شما به این عنوان توجه کنید که دادستان سابق پایتخت کشور عزیزمان ایران یا همان مدیرعامل سابق شرکت تأمین اجتماعی یک فرد عادی نیست. عادت ها و رفتارهای خاص ای هم دارد. جهت مثال ایشان هر وقت به دادسرا می آمد سه محافظ مسلح همراه داشت. در شرایطی که گوشی همه حتی من وکیل را هم قبل از جلسات بازپرسی تحویل می گیرند، ایشان خیلی راحت وارد جلسه می شد و گوشی اش را به شکل معناداری جلوی میز بازپرس می گذاشت. این جور بود که گاهی حتی بازپرس هم نمی دانست چه باید بگوید و در نهایت بازپرس پرونده عوض کردن کرد. بازرس تازه سختگیری بیشتری نشان داد و اجازه آوردن محافظ و گوشی به داخل جلسات را به ایشان نداد.

اصلا محافظ ها از کجا آمده بودند؟

مصوبه ای وجود دارد که به افرادی که مسئولیت های خاصی دارند یا داشته اند، اجازه می دهد محافظ داشته باشند و هزینه آن را هم دولت می دهد. البته معمولا این هزینه از بودجه همان دستگاهی که فرد مسئول آن بوده، تأمین می شود.

چند محافظ داشت؟

در هر شیفت سه نفر همراه او بودند که به نظر می رسید در شیفت های متفاوت تعویض می شوند ولی هرگز او را بدون محافظ ندیدم. البته محافظانش کارهای دیگری هم می کردند.

چه کارهایی؟

مثلا فکر کنید در راهروی دادگاه، در بین خبرنگاران هر جا که ما در حال حرف زدن بودیم، می دیدیم که آنها هم آمده اند و گوش می کنند که ما چه می گوییم.

گفتید اوضاع خاص ای وجود داشته و مدیریت کردن ایشان سخت بوده هست. منظورتان از این اوضاع خاص چیست؟

من خودم را می گذارم جای کارمندان آن دادسرا. این فردی که حالا به عنوان متهم در آنجا حاضر شده است مدیر سابق آنهاست. اینکه چطور با او واکنش‌ها کنند یا او چطور با اینها واکنش‌ها کند، مسئله پیچیده ای هست. به عنوان نمونه ایشان ابتدا و تا قبل از عوض کردن بازپرس پرونده در جلسات بازپرسی خیلی راحت می آمد و می رفت و جلسات از اوضاع عادی خارج می شد. یا جهت مثال در جلسات دادگاه ایشان اصرار داشت که هرچقدر دوست دارد صحبت کند. مدیر دادگاه به او می گفت اگر دفاعت طولانی هست، باید لایحه بدهی ولی ایشان اصرار داشت که شعر بخواند، داستان تعریف کند، وارد حاشیه های متفاوت شود و لایحه هم بدهد.

دادگاه نهایتا چه رأیی صادر کرد؟

چون رأی قطعی نیست نمی توانم بگویم ولی دیدم که رسانه ها کیفیتش را منتشر کرده اند. درحال حاضر در مرحله تجدیدنظر است.

درخواست تجدیدنظر از طرف شما بود؟

ما و سایر شاکیان.

سایر شاکیان چه کسانی هستند؟

ببینید شکایت های مختلفي از ایشان وجود دارد. کارگران تأمین اجتماعی، خود شرکت تأمین اجتماعی و چند شاکی شخصی دیگر در پرونده های دیگر.

شاکیان شخصی چه کسانی هستند؟

من نمی توانم اسم ببرم چون شاید راضی نباشند. یکی از نمایندگان مجلس عضو هیئت تحقیق وتفحص از قوه قضائیه، همسرش و چند فرد دیگر.

علت شکایتشان چه بود؟

در همان ماجرای صحبت عباس پالیزدار از منزل آن زن نماینده تفتیش صورت گرفته بود که از چند جهت مورد شکایت واقع شد. اول اینکه منزل آن زن در پایتخت کشور عزیزمان ایران نبود و دادستان پایتخت کشور عزیزمان ایران نمی توانست چنین دستوری بدهد و دیگر اینکه همسر آن نماینده قاضی دادگستری بود و تفتیش از منزل یک قاضی تنها در صلاحیت دادسرای انتظامی قضات است.

شنیدیم که خود شما هم با شکایت آقای مرتضوی محکوم شده است اید.

ایشان سه بار از من شکایت کرد و دو بار قرار منع تعقیب جهت من صادر شد. من هیچ سابقه کیفری ندارم. در این موارد معمولا محکومیت حبس یا شلاق به جزای نقدی تبدیل می شود و همان را هم بلافاصله دریافت نمی کنند.

در این پرونده آخر ایشان مدعی شد که من حکم دادگاه را رسانه ای کرده ام و به همین علت به ٤٠ ضربه شلاق و ١٠ ماه حبس محکوم شدم که درخواست تجدیدنظر کرده ام. وکیل شرکت تأمین اجتماعی هم دچار همین گرفتاری شد و ایشان هم با شکایت دادستان سابق پایتخت کشور عزیزمان ایران و مدیر سابق شرکت تأمین اجتماعی محکوم شده است و پرونده اش در مرحله تجدیدنظر است.

به پرونده تأمین اجتماعی برگردیم. مطلبی اخیرا در اینترنت از طرف شما خطاب به احمدی نژاد منتشر شد که گفته بودید علت برکناری مدیرعامل وقت شستا مقاومت او در برابر واگذاری شرکت های شستا به بابک زنجانی بوده و به نوعی ادعای احمدی نژاد مبنی بر عدم ارتباط با زنجانی را رد کرده بودید. بعد از آن دیدیم که متنی در کانال تلگرامی حمید بقایی منتشر شد که شما را وکیل چینی خوانده بود. داستان چه بود؟

بله در صفحات متفاوت مجازی هم مورد لطف دوستان قرار گرفته بودم. حقیقت این است که من هم مثل دیگران ممکن است انتقاداتی از قوه قضائیه داشته باشم. من وکیل آقای علی مطهری هستم، وکیل آقای مهدی خزعلی هستم، وکیل زن هنگامه شهیدی هستم. مطمئنا در جریان وکالتم بارها نواقصی را دیده ام و گوشزد هم کرده ام ولی راجع به مطلبی که نوشتم اصلا به دفاع از قوه قضائیه ارتباطی نداشت. آقای احمدی نژاد ادعا کرده بود که با بابک زنجانی ارتباطی نداشته است و من تنها مثالی زدم از دوران ایشان که چطور یک مدیر دولتی به خاطر مقاومت در برابر واگذاری اموال شستا به بابک زنجانی برکنار شده است هست. رابطه آقای احمدی نژاد و بابک زنجانی رابطه مستقیمی بود. فقط هم همان شستا را مثال زدم که خودم به چشم مستنداتش را دیده ام.

مسئله شستا چه بود؟

شستا مجموعه اقتصادی بسیار بزرگی هست. چندین هلدینگ اقتصادی دارد و مالک صدها شرکت بزرگ و کوچک از هواپیمایی تا تولیدی و نفتی هست. مگر می شود یک نفر فقط صرف اینکه خودش تشخیص داده شرکت های زیان ده را واگذار کند، این شرکت ها را با این کیفیت واگذار کند؟ آن هم شرکت هایی که واقعا زیان ده نبوده اند. آن هم بدون اینکه پولش را دریافت کند؟ حتما حمایتی شده است که این اتفاق افتاده است.

زیاد توضیح دهید.

زمانی که هنوز مدیرعامل سابق در رأس شرکت تأمین اجتماعی بود، در سال ٩١ به مدیرعامل شستا مراجعه می کند. به او می گوید یک قرارداد خیلی خوب آورده ام که امضا کنی که هم به نفع شرکت است و هم به نفع دولت. ظاهر این جمله حرف بدی نیست. ولی مگر مجموعه شستا یا صندوق تأمین اجتماعی باید دلواپس نفع دولت باشد؟ شرکت تأمین اجتماعی باید دلواپس نفع چه کسی باشد؟ مشخص است که باید دلواپس نفع کارگران تحت پوشش خودش باشد. حتی شرکت تأمین اجتماعی طلبکار بزرگ دولت است و دولت بدهی سنگینی به این شرکت یا صندوق دارد. آیا چنین اتفاقی باید شبانه بیفتد؟

شبانه؟

بله، اینکه می گویم به مدیرعامل شستا مراجعه کرده هست؛ یعنی شب رفته در منزل آن مدیرعامل جهت این موضوع.

مدیرعامل شستا چه پاسخی به این درخواست می دهد؟

آن مدیرعامل مخالفت می کند. می گوید نمی شود این را بدون ترک تشریفات انجام دهیم. باید قیمت واقعی این شرکت ها که می خواهید واگذار کنید کارشناسی شود. باید جهت آن مزایده برگزار شود. زیان ده بودن این شرکت ها باید ثابت شود. نمی شود که شما چون مدیر من هستید، چنین دستوری بدهید. من چنین چیزی را امضا نمی کنم. جمله ای که مدیرعامل وقت شستا به مدیرعامل وقت شرکت تأمین اجتماعی می گوید، جمله مهمی هست. به او می گوید: از این کار بوی پول شویی می آید. من یک بار هم این مدیرعامل وقت شستا را ندیده ام ولی هنگامی که به این ماجرا نگاه می کنم می بینم چقدر این آدم باشرف بوده هست. می توانست جهت حفظ صندلی اش امضا کند و بگوید دستور بوده هست. ولی این فرد زیر بار نمی رود و به برکناری اش منجر می شود.

یعنی برکنارش می کنند؟

بله. چند روز بعد از آنکه زیر بار امضای واگذاری شرکت ها به بابک زنجانی نمی رود، مدیرعامل سابق شرکت تأمین اجتماعی به او می گوید که مدیر جمهور خیلی پیگیر این واگذاری بود و به او گفتم که شما زیر بار واگذاری نمی روید. مدیر جمهور هم گفت این فرد به درد اینجا نمی خورد! این طور بود که توجیه اش می کنند که بهتر است از شستا برود که این اتفاق هم می افتد و می رود.

بر سر شرکت ها چه آمد؟

مدیرعامل سابق تأمین اجتماعی از جای دیگری مصوبه گرفت و شرکت ها را به بابک زنجانی واگذار کرد. آن هم در شرایطی که نه مزایده برگزار شده است بود، نه قیمت ها کارشناسی شده است بود و نه زیان ده بودن شرکت ها اثبات شده است بود. اتفاق عجیب تر اینکه همین اتفاق هم باز شبانه رخ می دهد.

کدام اتفاق؟

واگذاری ها و تعهد شرکت تأمین اجتماعی به بابک زنجانی.

درست متوجه شدم؟ شرکت تأمین اجتماعی به بابک زنجانی تعهد می دهد؟!

بله، عجیب است ولی در اینجا در شرایطی که بابک زنجانی یک ریال هم به شرکت تأمین اجتماعی نداده، هم شرکت ها را به او می دهند، هم به او تعهد می دهند.

چه تعهدی؟

ضمانت. گارانتی جهت اینکه زیر توافقشان با زنجانی نزنند.

یعنی زنجانی از آنها گارانتی می خواهد بابت قراردادی که پولی برایش پرداخت نکرده؟!

بله، بابک زنجانی به آنها می گوید من از کجا بفهمم که زیر قراردادتان نمی زنید؟ من باید تضمین داشته باشم. آن هم در شرایطی که هنوز پولی به این شرکت پرداخت نکرده هست. چه تضمینی می خواهد؟ اینکه شرکت تأمین اجتماعی به او چک بدهد. چک گارانتی اینکه اگر قرارداد را نوشتند و شرکت تأمین اجتماعی قرارداد را به هم زد، بابک زنجانی بتواند چک ها را به عنوان خسارت نقد کند.

چک را به او می دهند؟

ابتدا بابک زنجانی درخواست یک فقره چک می کند و بعد به توافق می رسند که پنج چک به او بدهند. پنج فقره چک را مدیرعامل سابق شرکت تأمین اجتماعی امضا می کند و تحویل بابک زنجانی می دهد. یعنی شبانه می روند به ساختمان شرکت تأمین اجتماعی، مدیر مالی شرکت را صدا می زنند که دسته چک شرکت را بردار و بیاور، گارانتی ها را در پنج چک می نویسند و به بابک زنجانی می دهند.

مبلغ چک ها چقدر بوده؟

این هم مسئله عجیبی هست. مبلغ چک ها را به ین ژاپن می نویسند. باید قیمت روز ین را از بانک مرکزی استعلام می کردند ولی آن را از جای دیگری استعلام می کنند و مبلغی غیرواقعی می نویسند. هنگامی که هم می خواهند چک ها را بنویسند، اختلاف فاحش در نوشتن رقمش داشته اند.

به خاطر تفاوت ارزش ین از نظر بانک مرکزی و آن مرجعی که استعلام کرده اند؟

نه، آن به کنار، در نوشتن همان رقم ین روی چک تقریبا دو میلیارد ین هم زیاد نوشته اند و به بابک زنجانی داده اند.

چطور ممکن است رقم چک را اشتباه بنویسند؟!

وقتی در جلسه دادگاه، نزد خود قاضی از مدیرعامل سابق شرکت تأمین اجتماعی پرسیدند آیا این رقم را اشتباه نوشتی، گفت شب بود، آخر وقت بود، خسته بودم، سهو قلم پیدا کردم.

شما پاسخ را ببینید. شرکت به آن عریض و طویلی، با این همه کارشناس مالی، بانکی، حقوقی، آن هم در چنین قراردادی، باید شبانه بیایند، مدیر مالی شرکت را بیاورند، چک بنویسند و بعد بگویند سهو قلم پیدا کردم؟

این چک ها الان کجاست؟

چک ها را تحویل بابک زنجانی می دهند. در تمام مدتی که بابک زنجانی بازداشت بوده، تلاش شده است این چک ها را از او بگیرند.

موفق شده است اند؟

تا آنجا که من خبر دارم موفق شده است اند چهار فقره از چک ها را بعد بگیرند و یک فقره از چک ها هنوز در جایی است که حاضر نیست بگوید. البته ممکن است تا این لحظه که با شما صحبت می کنم، آن چک هم بعد گرفته شده است باشد.

یکی از موارد عجیب و غم انگیزی که با آن روبه رو هستیم، این هست؛ درست است که بابک زنجانی درحال حاضر بازداشت است ولی هنوز قرارداد واگذاری شرکت های شستا به بابک زنجانی وجود دارد و نافذ هست. بابت آن هم چک گارانتی قرارداد گرفته هست. یعنی به لحاظ حقوقی همچنان می تواند ادعا کند که آن شرکت ها متعلق به من است! آن هم بدون اینکه پولی بدهد. یکی از مشکلاتی که امروز وزارت اطلاعات، وزارت نفت، شرکت تأمین اجتماعی و قوه قضائیه در این پرونده دارند این است که بتوانند اموال این فرد را شناسایی کنند و حق مردم را بعد بگیرند. چک که یک برگه معمولی نیست، اوراق بهادار محسوب می شود و دست هرکسی که بیفتد، می تواند از آن سوءاستفاده کند.

هنگامی که می گویید بابک زنجانی پولی پرداخت نکرده، دقیقا منظورتان چیست؟

ببینید قرار بوده پول هایی از مالزی و… پرداخت کند ولی پرداختی صورت نگرفته است.

یعنی قرارداد بسته شده، به او چک گارانتی هم داده اند ولی در برابر مبلغی دریافت نشده است؟

دقیقا. مدیرعامل سابق تأمین اجتماعی در دفاع از خودش می گوید قبض و اقباضی که صورت نگرفته و شرکت ها هنوز در شستا وجود دارد. مگر قرار بود شرکت ها را از جایش بکنند و بگذارند توی جیبشان؟ بله شرکت ها سر جایشان هستند ولی شما قرارداد امضا کرده اید، هیئت مدیره هم زیرش را امضا کرده و شرکت ها را به بابک زنجانی واگذار کرده اید.

این را در پرونده اهمال در نظر گرفته اند ولی ما اعتقاد بودیم این خیلی زیاد از اهمال در انجام وظیفه هست. بابک زنجانی در دادگاه مدعی است که مالک این شرکت هاست و قرارداد رسمی با شرکت تأمین اجتماعی دارد.

چند شرکت هستند؟

بیش از ١٣٠ شرکت.

مدیرعامل سابق تأمین اجتماعی در دادگاه به رد مال هم محکوم شد؟

یکی از موارد اختلاف نظر ما با مدیر دادگاه همین بود. ما اعتقاد بودیم حالا که دادگاه تصرف غیرقانونی را پذیرفته، بعد مسئله رد مال را هم پیگیری کند ولی قاضی دادگاه اعتقاد بود باید دادخواست حقوقی جداگانه جهت رد مال بدهید و احتمالا دادگاه هم با توجه به این حکم به نفع شما رأی خواهد داد.

ما اعتقاد بودیم که می تواند در همین پرونده مسئله رد مال هم بیاید. بگذارید برایتان مثال می زنم. فرض کنید شخصی در دادگاه به جرم کلاهبرداری یا دزدی محکوم شود، همان محکومیت به معنای رد مال هم خواهد بود. ما در زمینه تصرف غیرقانونی نیز چنین نظری داشتیم ولی مدیر دادگاه چنین نظری نداشت. فرض کنیم شرکت تأمین اجتماعی نخواهد چنین دادخواستی بدهد، می دانید که این مسئله نیازمند پرداخت هزینه دادرسی هست، من و کارگران ذی نفع شرکت تأمین اجتماعی چطور می توانیم با توجه به مبلغ بالای مالی که تصرف غیرقانونی شده، هزینه سنگین دادرسی آن را پرداخت کنیم؟

مدیرعامل سابق شرکت در دادگاه راجع به احمدی نژاد هم صحبت کرد؟

من نمی توانم از شرح دادگاه غیرعلنی چیزی بگویم ولی جواب سؤالتان را می توانید این طور پیگیری کنید که بابک زنجانی از کجا پیدا شد؟ چه کسی او را به شرکت تأمین اجتماعی معرفی کرد؟

چه کسی معرفی کرد؟ این مسئله در دادگاه مطرح شد؟

ببینید بعضی از پرسشها رازها مگو هستند.

بگویید، شاید ما هم به این نتیجه برسیم که قابل انتشار نیست.

شما فکر می کنید من چه کسی هستم؟ من یک وکیل راحت هستم. دو دختربچه دارم که هر شب منتظرم هستند که به منزل بروم. شما شک نکنید که سود عده ای در وجود تحریم ها بوده هست. این تحریم ها آنچنان سودی به جیب بعضی از افراد ریخته که گفتنی نیست. فقط هم بابک زنجانی نیست. پرونده بنزین پتروشیمی هم است که آنجا هم من اصالتا شکایت کردم.

راجع به آن برایمان بگویید.

در آن پرونده اطلاعات بسیار خوبی را زن ابتکار زحمت کشید و جمع آوری کرد. در زمانی که هنوز دولت تازه روی کار نیامده بود و زن ابتکار عضو شورای شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران بود، مسئله را پیگیری کرد. من دو دختربچه دارم ولی در سال ٨٦ صاحب یک فرزند پسر شدم که از دنیا رفت. من در آن وقت به عنوان یک شخص حقیقی و یک پدر به عنوان شاکی حقیقی وارد پرونده بنزین پتروشیمی و نتایجش که اعتقاد دارم جان فرزند من و بسیاری از هم وطنان را گرفت، شدم.

داستان از این قرار بود که سال ١٣٨٢ یک مهندس در شرکت نفت به فرمولی رسیده بود که از نظر سوختن مشابه بنزین وارداتی بود و همان وقت به دلایلی که برایتان خواهم گفت، بایگانی شده است بود. در وقت دولت آقای احمدی نژاد تحریم اتفاق افتاد. در دولت وقت مطرح می شود که زمانی چنین فرمولی به وسیله یکی از مهندسان شرکت نفت کشف شده است است.

می روند آن را از بایگانی خارج و شرکت های پتروشیمی را مکلف می کنند که شروع به تولید با استفاده از این فرمول کنید. بعد از دو سال هم ژستی مبنی بر خودکفایی در تولید بنزین می گیرند. ولی ماجرا پشت پرده ای هم داشت. آن مهندسی که به این فرمول رسیده بود، در گزارش خود به طور صریح و واضح نوشته بود که این محصول دارای شاخصه های بسیار خطرناکی است که اگر در هوای آزاد باشد چنین اتفاقی می افتد، اگر به پوست بخورد، این اتفاق می افتد، اگر به چشم بخورد آن اتفاق می افتد. در هوا معلق باشد چنین می شود و اگر هم بسوزد به علت بنزن بالایش چنان اتفاقی می افتد.

چه اتفاقی؟

انواع سرطان ها، مسمومیت ها و اختلال در سیستم عصبی مرکزی بدن.

یعنی مسئولان وقت این عنوان را می دانستند؟

حتما می دانستند. این مسئله صریحا در گزارش آن وجود داشت. من فایل آن را به صورت اتفاقی در یکی از سایت ها دیدم. ابتدا شک کردم که شاید شیطنت رسانه ای باشد و به سایت رسمی وزارت نفت مراجعه کردم و فایل آن را همان جا هم دیدم. در آن به طور صریح به این موارد اشاره شده است بود. در این روزها شاهد آلودگی هوا هستید و ممکن است ناراحتتان کند ولی در آن سال ها یعنی سال های ٨٩ و ٩٠ کسانی که آلودگی را تجربه کردند، به یاد دارند که چه حس متفاوتی با آلودگی امروز داشت. آمار سرطان در بین کودکان در آن سال ها به صورت تصاعدی رشد کرد. گزارشش هم موجود است.

در آن پرونده ما شکایت کردیم و هنوز هم که هنوز هست، این پرونده مفتوح هست. در همین شعبه ١٥ دادسرای کارکنان دولت هم در حال پیگیری هست. این یک مثال دیگر از خروجی آن سال هاست. هنگامی که این مسئله پیگیری شد و دیگر اثبات شده است بود که این بنزین سرطان زاست، باز هم در برابر توقف تولید آن مقاومت می کردند. اگر بپذیرید که کمیته دورزدن تحریم ها در مواقعی قانون را دور زده، باید بدانیم که عده ای هم در این بین از اوضاع سوءاستفاده کرده و به سودهای کلانی رسیده اند. بابک زنجانی فقط یک نمونه از آنهاست که هنوز بعد از گذشت این همه سال دنبال این هستیم که حق ملت و پول نفت را از او بعد بگیریم. الان که زندان هست، ادعای چندانی ندارد وگرنه مطمئن باشید امروز باید دنبالش می دویدیم که شرکت های شستا را از او بعد بگیریم. یعنی تنها شانسی که در این بین آوردیم، این بود که سال ٩٢ دولت عوض شد و دولت تازه نحوه فکر متفاوتی با دولت قبل داشت و دوم اینکه مدیرعامل شرکت تأمین اجتماعی عوض کردن کرد. شاید اگر دولت در آن سال این طور عوض کردن نمی کرد یا دولتی همفکر با دولت قبل سر کار می آمد و این تاراج عظیم بیت المال را پیگیری نمی کرد، معلوم نبود اسم بابک زنجانی را هم می شنیدیم یا نه.

شرق

واژه های کلیدی: پرونده | دادگاه | بابک زنجانی | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz