کمک اینستاگرام بهنوش بختیاری صفحه شخصی بهنوش بختیاری

کمک: اینستاگرام بهنوش بختیاری صفحه شخصی بهنوش بختیاری اندیشه فولادوند بهنوش بختیاری فرهنگ زندگی فرهنگ و هنر سینما

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی چند بار شلاق خوردم / مصطفی تاج‌زاده

«تا سال ۶۰ شیوه‌های تنبیهی را در شرکت مجاهدین انقلاب اسلامی داشتیم. به عنوان نمونه اگر کار خلافی کرده بودیم، شلاق می‌خوردیم. پنج یا ده ضربه. چند بار شلاق خوردم

چند بار شلاق خوردم / مصطفی تاج‌زاده

مصطفی تاج زاده: چند بار شلاق خوردم

عبارات مهم : زندگی

«تا سال ۶۰ شیوه های تنبیهی را در شرکت مجاهدین انقلاب اسلامی داشتیم. به عنوان نمونه اگر کار خلافی کرده بودیم، شلاق می خوردیم. پنج یا ده ضربه. چند بار شلاق خوردم که دلایلش یادم نیست. جریمه در دوره دوم فعالیت شرکت در دهه هفتاد پولی شد. به عنوان نمونه هرکس دیر می رسید، باید مبلغ مشخصی جریمه پرداخت می کرد.»

ماهنامه اندیشه پویا در شماره ۴۶ خود با مصطفی تاج زاده راجع به زندگی سیاسی – سازمانی او به گفت وگو نشسته است.

چند بار شلاق خوردم / مصطفی تاج‌زاده

گزیده این گفت وگو را با هم می خوانیم:

– سال ۱۳۵۶ که فلق را تشکیل دادیم، انقلابی بودیم و راه های محافظه کارانه و سازشکارانه را رد می کردیم. از این جهت با دکتر یزدی کم تر و با مهندس بازرگان بیش تر مسئله داشتیم.

«تا سال ۶۰ شیوه‌های تنبیهی را در شرکت مجاهدین انقلاب اسلامی داشتیم. به عنوان نمونه اگر کار خلافی کرده بودیم، شلاق می‌خوردیم. پنج یا ده ضربه. چند بار شلاق خوردم

– این روحیه سریع در ما رشد کرد که آیا خودمان کشور را اداره نکنیم ولی بازرگان هم چنان موضع گرفته بود که به نظر می رسید جز با کنار زدن او نمی توان انقلاب را اداره کرد. اگر یزدی نخست وزیر بود به نظرم راهی جهت تلفیق و همکاری زیاد باز می کرد.

– بعد از انقلاب فقط در شرکت مجاهدین انقلاب اسلامی بودم. نه به اوین رفتم، نه به دادستانی و نه اطلاعاتی و نظامی شدم. تمام وقت در شرکت کار می کردم و شب هم همان جا می خوابیدم.

– تا سال ۶۰ شیوه های تنبیهی را در شرکت مجاهدین انقلاب اسلامی داشتیم. به عنوان نمونه اگر کار خلافی کرده بودیم، شلاق می خوردیم. ۵ یا ۱۰ ضربه. چند بار شلاق خوردم که دلایلش یادم نیست. جریمه در دوره دوم فعالیت شرکت در دهه هفتاد پولی شد. به عنوان نمونه هر کس دیر می رسید، باید مبلغ مشخصی جریمه پرداخت می کرد.

چند بار شلاق خوردم / مصطفی تاج‌زاده

– آقای راستی گفت این که شما می گویید می خواهید فقر را از بین ببرید، یعنی چه؟ اگر این اتفاق بیفتد، آیات قرآن دربارۀ فقر چه می شود؟ هنگامی که این را به آیت الله موسوی اردبیلی گفتم، خدا بیامرزد ایشان را، گفت باید به ایشان می گفتید بعد اگر زنا ریشه کن شود آیات قرآن دربارۀ زنا چه می شود؟

– در معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد کارهای خوب زیادی کردم ولی یکی از کارهای غیر قانونی ام این بود که سریع رفتم زیر دو خم حزب توده را گرفتم، چاپخانه های پایتخت کشور عزیزمان ایران حزب توده را من بستم؛ تقریباً به شکل غیر قانونی.

«تا سال ۶۰ شیوه‌های تنبیهی را در شرکت مجاهدین انقلاب اسلامی داشتیم. به عنوان نمونه اگر کار خلافی کرده بودیم، شلاق می‌خوردیم. پنج یا ده ضربه. چند بار شلاق خوردم

– به آقای عبدالله نوری قبل از دادگاه ارزش گفتم ما عضوی از خانوادۀ جمهوری اسلامی بوده ایم و نمی توانیم مثل یک جوان هجده ساله صحبت کنیم. یکی از بیرون می آید و می تواند اپوزیسیون باشد ولی ما نمی توانیم اپوزیسیون بشویم. ما که با این نظام آمده ایم، نمی توانیم تنزه طلبانه خودمان را کنار بکشیم و نقد کنیم. منظورم تنها آقای نوری نیست. این را دربارۀ خودم هم می گویم.

– بر خلاف فرزند های «سلام» اعتقاد بودیم باید با آقای هاشمی و طیف او نزدیک باشیم و کار کنیم. به نظر من نگاه آنها به آقای هاشمی زیاد شخصی بود.

چند بار شلاق خوردم / مصطفی تاج‌زاده

– در آستانه انتخابات مجلس ششم با آقای موسوی لاری دیدن آقای هاشمی رفتیم. گفتیم شما از حقوق رد صلاحیت شده است ها دفاع کن و با این پرچم بیا که انتخابات آزاد باشد و همه بیایند. معنای حرفمان این بود که اگر با این پرچم بیایید داخل لیست اصلاح طلبان نیز قرار می گیرید. آقای هاشمی زیر بار نرفت و از غلط های او بود.

تفاوت های من و بهزاد نبوی:

– یکی از اختلافات من با بهزاد نبوی این بود که یک بار در کنگره گفتم بنویسیم که یک نفر زیاد از ۲۵ سال نمی تواند عضو شورای مرکزی باشد. یک جا بازنشست شویم، مشاور شویم و هر وقت دعوت کردند برویم و تجربه مان را انتقال یافته بکنیم. الان هم اعتقاد دارم نسل ما باید بکشد کنار و فضا را به جوانان بدهد تا آنها هم چهار تا اشتباه کنند و راه بیفتند.

بهزاد نبوی اگر چه صراحتا نمی گفت ولی از اعضای حزب انتظار یک آدمِ چریک را داشت. در کار چریکی می شد انتظار داشت که همه فداکاری کنند چون شرکت اعضا را تامین می کرد و اعضا هم جانشان را می دادند ولی یک عضو شرکت مجاهدین انقلاب اسلامی که دلواپس همسر مریضش است و پول ندارد، او را جهت جراحی بیمارستان ببرد، وضعیتش قابل مقایسه نیست با کسی که از پدرش به او ارثی رسیده و به شرکت کمک هم می کند. من به نظام پاداش و فداکاری معتقدم. یعنی هر چقدر که جهت حزب مهم است که یک نفر برایش وقت بگذارد، همان قدر هم او پاداش بگیرد. این که یکی در وزارتخانه کار می کند و سفر خارجی دارد و امکانات دارد و تعاونی مسکن دارد و یکی صبح تا شب در حزب کار می کند، متناسب نیست. من اتفاقا چون در این زمینه ها کمترین توقع را داشتم، این ها را می گویم.

– از نظر من حزب حداقلی و از نظر بهزاد حداکثری هست. حزب باید بخش کوچکی از زندگی شما را دربربگیرد. زندگی فردی که اصلا اعتقاد دارم حسابش از حزب جداست.

– نه این که بهزاد صراحتا بگوید چریک باشید؛ عملا انتظار چریک بودن داشت ولی دوره چریکی تمام شده. یک بار نشد بهزاد بگوید فلانی تو مسئله اقتصادی نداری در زندگی ات؟ شرکت چریکی نمی پرسید چون منزل تیمی داشت و همه در آن زندگی می کردند. ولی در شرکت که نباید مثل منزل چریکی مدام از تو بپرسند، آیا این بیانیه را ننوشتی، آیا دیر آمدی، آیا فلان کار را نکردی و آیا اینجای مصاحبه این را گفتی. عیبی ندارد همه اینها باشد ولی یک بار هم صدا کنند و بپرسند چرخ زندگی ات می چرخد؟ طرف ممکن بود روی عزت نفس هیچ وقت چیزی نگوید ولی تو هم بپرس که گرفتاری نداری. نمی شود همه از هم انتظار یکسان داشته باشیم ولی منزل یکی چهارصد متری باشد و یکی دیگر اجاره نشین باشد.

– نمی خواهم تک رو باشم. تئوری من این است: آنجایی که تاکتیکی است به خاطر احترام جمع سکوت کن ولی چیزهایی است که جهت من استراتژیک هست. هر لحظه می گویم در زندگی یکسان هم یک جایی است که ممکن است دو نفر به طلاق برسند.

ایسنا

واژه های کلیدی: زندگی | اسلامی | انقلاب | انقلابی | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz